لایف استاپ

یه روزهایی‌هم هست که کلهم اجمعین روزِ "وقت تلف کنی" نامیده میشود. از همان زمانی که پلک باز کردی، یک رخوتِ غلیظی درونت ریخته میشود و از فرق سرِ شوره‌دار تا نوک کج و موجِ انگشتان پا را می‌گیرد و میخت می‌کند به بالشتت.
و تو دلت می‌خواهد همانطور یک وری و پتو بغل کرده با مژه‌های به هم چسبیده تمام روز بمانی و بلمی و وقت تلف کنی. لازمه‌ی به‌وجود آمدن چنین روزهایی نه شکست عشقی است نه چی‌چی ایسم و عرفانِ‌های خداجان دلم برایت می‌تپد و این جهان قدر اپسیلونی ازرش ندارد و این قلنبه گویی‌ها نیست، بلکه فقط نیاز به یک لایف استاپ است.
بعد همانطور پتو بغل کنان و یک وری با مژه‌های به هم چسبیده زیر لب غرغر می‌کنی که جای یک عدد دکمه استاپ آن بالا گوشه سمت چپ زندگی بدجور خالی است، که اگر به هر جهت این روزهای وقت‌تلف کنی پیش آمد، آن دکمه را بزنی، زندگی را در همین نقطه سیو کنی، بروی یک چرخی بزنی و دم کرده‌ی بهی بخوری و حالت که جا آمد، برگردی و فولدر زندگی را باز کنی و قسمتی را که سیو کرده بودی لود کنی و برگردی سر خانه زندگی‌ات.

خواستم ادامه دهم، دیدم باقی‌اش زیادگویی است. حرف همین است دیگر، که باباجان امروز، روز وقت‌تلف کنی من است و نا ندارم پلک بزنم. و بماند مقاله و کنفرانس مثنوی که یک کلمه‌ام ننوشتم و امتحان زبانی که دارم.

خدا کریم است !!!

بالاخره این پتوی تنبلی‌رو یه روزی پاره پوره‌اش می‌کنم.

علی یارتون (:

خانم کوچیک ۸
حوا ...
خدا هم کریمه هم بزرگ :)

هزار البته. دلبر حواسش به بنده‌های تنبلی مثل منم هست متی ^_^

حوا ...
بله بله *_*
مسـ ـتور
همون خدای کریم میگه لیس للانسان الا ما سعی (: 
ان شاءالله امتحانت رو هم خوب میدی ((: 

قشنگ امروز مصداق اونی بودم که قدر نخود درس نخونده‌ها ولی میگه توکل کردم و بعد میره صفر میشه و میگه دیدید همش الکی بود!!!

خلاصه که خدا این پتوی تنبلی‌رو از روی من بکشه ایشالا.صدالبته‌ همت خودمم لازمه.

سلامت باشی متشکررررر^_^

هاتف ..
حوا همه جا هست :))))))))
بله خدا کریمه ولی از یه گوشه بشین شروع کن که روزت وقت تلف کنی نشه :)

(:

 بله چشم!
اون استوپ و اگه پیدا کنم و برم یه دوری بزنم و برگردم شروع می‌کنم خاطر جمع(:

حاج مهدی
لایف استاپ، نه تنها خوب بود بلکه چقتش رو زیاد کنید :)) 

من کاملا موافقم.


+یک آن در نظرم اومد که خدا دست زیر چونه نشسته و منتظره نقد و بررسی بنده‌هاش نسبت به جهانشه و ماهم داریم دونه دونه خرده فرمایش می‌کنیم.

چارلی ‎‌‌‌
حالا لایف استاپ هم نبود یه دکمه 10x بود که سریعتر بگذره اون روز راضی‌ایم ما :( فقط یه جوری از اون حس بدِ حال نداری خلاص شیم هرچه زودتر :)))

با این هم موافقم. مثلا اگه رمز اون مرحله‌رو داشتیم، می‌زدیمش و خلاص.

 شمن این‌که پاسخی که به حاج‌مهدی دادم برای شماهم صدق می‌کنه ((((((((:

رئوف ..
خیلی خوب.
کسوت وبلاگ نویسی، برازندۀ شما باد.

ان شاءالله خوش بنگارید و خوش بدرخشید.

خیلی متشکرم. خیلی ممنون.

زنده باشید.

+کامنتِ لبخندآور و امیدبخشی بود.

گرافیست ارشد
سپاس :)
دوست داشتید وبلاگ ما رو هم دنبال کنید خانم کوچیک!

چشم.

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
خاطرم هست چون در جمعشان حکم نوه را داشتم،خانم کوچیک صدایم می‌زدند.
دوستش داشتم این لقبِ فلفل‌ نمکین را.
حکما خدا می‌دانسته روزی به سرم می‌زند وبلاگی باز کنم و بدبخت اسم پیدا کردن شوم که این لقب را در دلشان انداخت تا صدایم بزنند.
ابرکِ صورتی تمام آن چیزیست که خانم کوچیک برای خودِ خودش دارد و یک تکه از آن اینجا تراوش کرده.
^_^
نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان