اَبرَکِ صورَتی (:

عاشق، زلیخا ماندن است (:

می‌دونم نقد به سریال "سر دلبران" زیاده، می‌دونم ایرادات کم نیست، ممکنه زیادی ایده‌آل باشه یا با واقعیت‌ها در تضاد، می‌دونم انقدر اتفاقات بد افتاده که نشه به روحانی‌ها اعتماد کرد چه برسه تحمل فیلمی که نقش اول‌ش یک روحانیه. بله منم در همین مملکت زندگی می‌کنم و بابت اعتقاداتم هیچ شیر نفتی به منزل وصل نکردن.

با تمام این نقدها و ایرادات،خوبه به چندتا از ویژگی‌های مثبت و کم سابقه‌ی این سریال‌هم توجه بشه:

اول این‌که شخصیت سلیم (روحانی-نقش اول) آدم فرشته سیرتی نیست، یعنی یک انسان عابد و زاهدی که تمام حرف‌ها و رفتارش با دوراندیشی و نکته سنجی باشد و هیچ خطایی ازش سر نزند، نیست. بلکم اوهم گاهی دچار خشم و عصبانیت میشود،گاهی عجولانه تصمیم می‌گیرد و حتی خودش‌هم ممکن است دچار قضاوت و ... از این دست گناهان شود.خلاصه که سازندگان نخواستند شخصیت را بدون هیچ نقطه‌ی سیاهی خلق کنند.

دوم این‌که حتما توجه بشه این قصه‌ی خیلی در تضاد با واقعیت‌ها، در حال رخ دادن در شهر یزد است،در محله‌های قدیمی و اصیل یزد،نه تهران و کرج.در حقیقت این اتفاق مهمی‌ست که چندان مورد دقت قرار نگرفنه.

حرفم چیه؟ منظورم اینه که این نوع سبک زندگی‌های خیلی زیبا و دلپسند که یحتمل در شهرهایی مانند تهران و کرج کم‌رنگ و یا حتی ناپدید شده باشن، هنوز در شهرها و روستاهای دیگر ایران جریان دارند و رنگ‌نباخته‌اند.به عبارتی ریشه‌‌اشان خشک نشده.

سوم این‌که ورای بحث‌های دقیق و تخصصی در حوزه‌ی رسالت هنر و قهرمان‌سازی و شعار و شعارزدگی و کلیشه باید گفت که این روزها سینما و تلوزیون بشدت خالی از قهرمان، ایده‌آل و آرمان شده است.

بیان درد‌ها و واقعیات جامعه مهم است.اما به وفور آن‌هم به صورت سطحی و بی‌هدف و بدون ریشه‌یابی در کف سینما ریخته،در حقیقت نبود همین آرمان و ایده‌آل یکی از علت‌های ریشه‌ایست اتفاقا، که بگذریم چون بنا بحث‌های تخصصی نیست، ضمن این‌که گاهی آنقدر از ساختن آرمان و ایده‌آل و قهرمان خودداری شده است که به طور کل دارد یادمان می‌رود قرمان که بود و ایده‌آل چه بود.

چهارم این که حتی اگر سریال را ندیدید حالا به هر دلیلی، لااقل تیتراژش را که روزبه بمانی خوانده و حنجره‌اش گرم، گوش دهید.از بس محشر و به‌جا و حتی پخشش از تلوزیون کم‌سابقه است.

همین.

.

خیلی زیاد بی‌ربط: این روزا مشغول ارباب حلقه‌ها هستم.دقیقا ارباب حلقه‌ها رو نگه داشتم برای همچین روزهایی،درحالی که چیزی تا امتحانا نمونده و من یک عدد مقاله نانوشته و کنفرانس ناآماده دارم شروع کردم صبح تا شب خودم و با ارباب خفه کردن.سر هری پاتر هم همین بلا رو سر خودم آوردم، نخوندم نخوندم درست اواسط امتحان‌های سوم دبیرستان اون نهایی‌هایی که پدر صاحب بچه رو می‌کردن تو شیشه اسید، خوندمش.

دیگه کسی که پا تو جهان هری بذاره رو حالا تو با چوب و فلک و تهدید به اسید پاشی و تژدید خرداد و اینا که نمی‌تونی بکشی بیرون.
هری پاتر و بعدها دوبار دیگه خوندم اما اون بار اولی، یه مزه‌ی دیگه داشت.
مثل طعم کباب کوبیده‌ای که تازه از سیخ بکشی بیرون و کبابی که یه ماهه مونده توی یخچال و مزه‌ی رب و کالباس و خیارشور گرفته.
.
علی یارتون (:
مهناز ...
۰۶ خرداد ۱۲:۳۴
من سر دلبران رو دنبال می کنم و دوستش دارم. به نکات خوبی اشاره کردید به خصوص اون چیزی که درباره شخصیت سلیم گفتید.

متاسفانه نه ارباب حلقه ها رو خوندم و نه هری پاتر رو. فقط فیلم ارباب حلقه ها رو دیدم. کتاباشون جذابه؟!! 

پاسخ :

خداروشکر که دوستش داری. 
سلامت باشی.

خواستم بگم آب دستته بذار زمین و هری‌پاتر و بخون، اما بعد دیدم چون خودم حین امتحانا خوندمش و از همه چیز افتادم، در موقعیت مناسب بخونیدیش. چون وارد دنیای هری‌پاتر بشی خیلی سخت میشه ازش دل‌کند.فیلم‌های هری‌پاتر و حتما بعد از خواندن کتاب‌هاش، ببینید.
کتاب خیلی عمیق‌تر و کامل‌تره،به نظرم کتاب ارباب حلقه‌هاروهم بخونید. چون خودم از یه گیجی که فیلم سبب شده بود نجات پیدا کردم.
.

مهناز ...
۰۶ خرداد ۱۳:۱۱
مرسی از توصیه و پیشنهادتون. سعی می کنم سر فرصت بخونمشون چون چند جلدن برای همین پرسیدم که ارزش وقت گذاشتن رو داشته باشه! 
بازم مرسی.

پاسخ :

تصدقت.
تا الان که هر سلیقه و اعتقادی هری‌پاترو عاشق شده. ایشالا که موقعیت پیش بیاد و کیف کنید باهاش.
حاج مهدی
۰۷ خرداد ۰۱:۱۵
برای من که نرسیدم هیچ کدوم رو ببینم یه توصیه بفرمایید :/

پاسخ :

می‌ترسم توصیه کنم که وقت صرف کنید و برید از تلوبیون نگاهش کنید اما یک‌هو خوشتون نیاد،باب میل نباشه یا از نظرتون انقدر سخیف و مفتضح باشه که فحشم بدید.-_-
به هر صورت تیتراژش رو با کمال خوش‌وقتی توصیه می‌کنم.
آهنگ خرقه از روزبه بمانی.
حنا :)
۰۸ خرداد ۰۲:۳۶
منم که... به قدر کافی قربون صدقه می‌رم در پشت صحنه :|

پاسخ :

من اصلا برای شما در سالنِ تصدقات، یه جایگاه وی‌آی‌پی در نظر گرفته بودم با چیپس و ماست.
.. مَروه ..
۲۷ خرداد ۱۴:۰۴
سلام
به نکات خوبی اشاره کردی...
خصوصا شیر نفت:))

من هم خوشم اومد از این سریال
+ اینکه با سید بی اعصابی طرف بودیم:)
+
حساسیتش رو گناه
که بارها تو فیلم سر تهمت،نزول،غیبت،سوءظن و... تکرار شد بسیار خوب بود
رسما تو خانواده ما هم حساس شدیم به مواضع گناه...
*
واقعا کمبود الگوی عینی بیداد میکنه
مسئولین رسیدگی کنن:))
*
خوب میکنی کتاب های شهدا میخونی
من هم یه سری کتاب های خوب رو باید تو برنامه ام بذارم
البته این بخش نظر مربوط به یه پست دیگه ات بود

پاسخ :

سلام.
قربونت. والا به خدا :/

سلیم ^___^


آره به نکته خوبی اشار کردی دقیقا و چه جالب که انقدر توی وجود خانواده تاثیر گذاشته.

(((((((((((((((((((((((((((((((:

اره حتما بگنجونشون تو برنامه‌ات.
ضمن‌اینکه کلی ذوق کردم با دیدن چندتا نظر پیاپیی که گذاشتی صفا آوردی (:
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
خاطرم هست چون در جمعشان حکم نوه را داشتم،خانم کوچیک صدایم می‌زدند.
دوستش داشتم این لقبِ فلفل‌ نمکین را.
حکما خدا می‌دانسته روزی به سرم می‌زند وبلاگی باز کنم و بدبخت اسم پیدا کردن شوم که این لقب را در دلشان انداخت تا صدایم بزنند.
ابرکِ صورتی تمام آن چیزیست که خانم کوچیک برای خودِ خودش دارد و یک تکه از آن اینجا تراوش کرده.
^_^
نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان