اَبرَکِ صورَتی (:

آقا سید محمدطاها، جوین این حسینی فَمیلی

برای بار چهارم نوه‌دار شدیم، برای بار چهارم عمه شدم، برای بار چهارم از نزدیک نوزادِ چند ساعته دیدم، برای بار چهارم از بغل گرفتن نوزاد امتناع کردم.
برای بار چهارم به یک انسان تر و تازه نگاه کردم.
همه‌اش مگر چند ساعت میشد که رهاییده بودنش به این دیار؟
سید محمدطاها قدوم کوچولویش را بر این دنیا گذاشت.
.
بعد از خیلی آمدن‌ها و رفتن‌ها و عکس گرفتن‌ها و چلاندن‌های آن حجم کوچک و نازک، اتاق خالی شد و رفتم کنار تخت کوچکش نشستم.
گونه‌اش را نوازیدم، به موهای سیاه و چسبیده‌اش دست کشیدم، انگشت کوچیه‌ام را لای دستان بسته‌اش جای دادم و به پاهایش نگاه کردم و تصدقش رفتم.
گل‌انداخته و نرم و نازک لای پتوی خال مخالی سفیدش پیچیده شده  و تمام مدت خواب بود.
یک انسان تر و تازه و چند ساعته، عجیب است
بوی بچه، عجیب است
نفسش، عجیب است
نگاهش، عجیب است.
همه چیزش عجیب و پر از شکوه است
و من بغضانه نگاهش می‌کردم این حجم نرم و نازک و لطیف را.
.

حسانه ....
۱۲ خرداد ۱۸:۰۴
سلام خدا براتون نگه اش داره
در راه خدا واهل بیت ع قدم برداره..

پاسخ :

سلام.
خیلی ممنون و متشکرم.
ان‌شالله.
فاطمه سین
۱۲ خرداد ۱۸:۲۴
چه جالب اتفاقا ما هم یک نوزاد نوقدم داریم امروز 
اصلا لفظ «نوزاد» قند و نبات تو دل آب می کنه
ان شاء الله که خوش نام و خوش قدم باشه

پاسخ :

ای جون دلم خدا حفظش کنه.
زنده باشی.
مسـ ـتور
۱۲ خرداد ۱۸:۲۷
ای جاااانم ♥ 
مبارک باشه ((: 
ان شاءالله سایه ی خدا و جدش رو سرش باشه(: 
و نتیجه این که خانم کوچیک بلاگر ما هم سیده ^_^ 

پاسخ :

سلامت باشی مستوره جانم.
تصدقت (((((((((:
نیوشا یعقوبی
۱۲ خرداد ۱۹:۳۳
ای جوووووونم قدم نو رسیده مبارک :)

پاسخ :

زنده باشی.
متشکرم ^_^
chefft.blog.ir 💞💕
۱۲ خرداد ۲۱:۳۵
خداروشکر
خدا حفظشون کنه

پاسخ :

تصدق مهر و محبتتون.
Lora Larson
۱۲ خرداد ۲۳:۰۲
ای جان مبارک‌تون باشه ^^ من به جای شما ته دلم قند آب شد و حسابی ذوق کردم :)

پاسخ :

تصدقت (:
^_^
حوا ...
۱۳ خرداد ۰۷:۱۳
الهی ^_^

پاسخ :

^_^
مهناز ...
۱۳ خرداد ۱۲:۰۰
قدم نو رسیده مبارک :)
عمه شدن چند باره اتون مبارک..:)

آخی انگشتای کوچولوشو :))))))

پاسخ :

مرسی*--*
مرسی*--* خیلی مرسی(:

ساعت‌ها فقط تصدق پاهاش میرم^_^
حنا :)
۱۳ خرداد ۲۲:۱۱
انگشتاشو نگاه کن آخه مادر :))

موردِ بعدی رو از خودت شاهد باشیم به حق پنج تن :دی

پاسخ :

با تمام قدرت جلوی خودم و گرفتم که نچلونمش.


^_^ و همچنین از شما به حق صد و بیست و چهار هزار پیغمبر :دیـــــــــــــی
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
خاطرم هست چون در جمعشان حکم نوه را داشتم،خانم کوچیک صدایم می‌زدند.
دوستش داشتم این لقبِ فلفل‌ نمکین را.
حکما خدا می‌دانسته روزی به سرم می‌زند وبلاگی باز کنم و بدبخت اسم پیدا کردن شوم که این لقب را در دلشان انداخت تا صدایم بزنند.
ابرکِ صورتی تمام آن چیزیست که خانم کوچیک برای خودِ خودش دارد و یک تکه از آن اینجا تراوش کرده.
^_^
نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان