اَبرَکِ صورَتی (:

مشتی قاتلِ جانیِ محو و گم.

می کشیم و می کشیم و می کشیم؛

ما به کشتن و شکستن و دریدن خوشیم ...

اما این بار قرار نیست با سلاح گرم و سرد، این کار و بکنیم.

نیازی به خون ریزی و کثافت کاری نیست.

خب، حالا بهت میگم چطوری بدون تفتگ، بدون خون، بدون خشونت، آدم بکشی.

دوست داری یادت بدم؟

می کشیم و می کشیم و می کشیم ...

راحته، خیلی خیلی راحت‌تر از اونی که فکرش رو بکنی، فقط کافیه از کلمه جادویی استعداد پرده برداری کنی.

چیزی نیست نترس؛

رو کن سمت اولین انسان اطرافت و بهش بگو بی‌استعدادِ کودن. تو هیچی نیستی، یو آر ناتینگ.

تبریک میگم به دنیای قاتلانِ دست بلورین، خوش آمدی.

برو جلوی آینه، زل بزن به مردمکات و بگو تو هیچی نیستی، بی‌استعداد، یو آر ناتینگ.

تبریک میگم به دنیای خودکشی کنندگانِ متحرک خوش آمدی.

.

هوشِ بالا، متوسط، کم، رو به افول، توانایی‌های خارق‌العاده، استعدادهای بالفطره، بحثِ این پست نیست. من نه تخصصِ این مباحث رو دارم نه آنقدر دنیادیده هستم که نظرات قطعی و کلی صادر کنم. من فقط می‌خوام از یه چیز مشترک حرف بزنم. اونم استعداد یادگیریه. همه‌ی ما، من، تو، دختر همسایه، پسر فال‌فروش، شنبه‌زا، یک‌شنبه‌زا، تمام روزهای هفته‌زا، دی‌ماهیِ جیگولر، آذری فنتستیک، خردادی مغرور و متولدین تمام ماه‌ها، همه، داریمش، همه از این نعمت برخورداریم. و اونم استعداد و توانایی یادگیریه. باتری این استعداد، انرژی‌ای که موتور این توانایی رو روشن می‌کنه، ایمانه. ایمان. و این شعار نیست، حقیقتیه که ماها تبدیل‌اش کردیم به شعار‌های دست‌نیافتنی.

یکی به موسیقی علاقه‌ داره و استعداد‌اش رو توی این زمینه به کار می‌بره، یکی پزشکی، یکی مهندسی، نقاشی، نویسندگی و الخ. ما همه این استعداد یادگیری رو داریم. فقط کافیه روشنش کنیم.

.

من تا سال پیش جدی نمی‌نوشتم، در حد انشای مدرسه و پست اینستگرام. اما دیگه طاقت نیاوردم چون عاشقش بودم و بی‌نهایت دوستش داشتم. و یادمه روزی که و کیبورد و لمس کردم و شنیدم. صدای خمیازه‌ی استعدادم بود. استعداد نویسندگی؟ نه، استعداد یادگیری، چیز که همگی ازش بهره‌مندیم. کیبورد و لمس کردم و شروع کردم. بهش ایمان آوردم و شروع کردم. من به استعدادم ایمان دارم. فقط دارم در جهت نوشتن ازش استفاده می‌کنم. چیزی به اسم استعداد موسیقی و نویسندگی و بازیگری وجود نداره. تنها و تنها نعمت استعداد یادگیری هست، که داخل خمیرماییه‌ی همه، ودیعه نهاده شده. این اعتقاد و باور قلبی منه و بهم شهامت داد توی سن بیست سالگی دست یه قلم ببرم. الان نویسنده عالی‌ای نیستم، خوبم نیستم، اما به استعداد یادگیری ایمان دارم و قطعا نویسنده خوبی از خودم می‌سازم.

یادمه روزهای اول بهم گفتن تو استعداد نویسندگی نداری، درست می‌گفتن، چون من به چنینی عناوینی اعتقاد نداشتم، در سیستم و قاموس من چیزی به اسم استعداد نویسندگی وجود نداشت و نداره و نخواهد داشت. من عاشق نوشتنم و از استعداد یادگیریم در این جهت استفاده می‌کنم و خواهم کرد.

نتیجه‌گیری از کل پستم: من به عناوینی مانند "استعداد موسیقی"، "استعداد پزشکی" و الخ اعتقاد ندارم. تنها استعداد یادگیری و باور قلبیه که خدا تو وجود همه‌ی ما به ودیعه گذاشته. ازش استفاده کنیم.

.

پ‌ن: اگه انقدر منفعل و تنبل و بی‌خاصیتیم که نمی‌تونیم از استعداد یادگیری خودمون بهره‌ ببریم، لااقل انسان باشیم و باور و امید قلبی ‌آدم‌هارو نکشیم. نکشیمشون. این کار، از هر قتلی، قتل‌تره.

.

علی یارتون (:


حنا :)
۲۲ تیر ۱۸:۰۹
عمه‌ات مغروره. هیچ صفتی پیدا نکردی به ماهِ نازنینِ من بچسبونی؟ چیش

خیلی پست خوبی بود. ایول. از اینا که بعدش آدم شور بگیره برم یه کاری رو شروع کنم :)))

پاسخ :

دست‌هایش را به حالت تسلیم بالای سر می‌برد /:
من هیچ موقع نوشتن یادم نبود خودم آذریم -_-
.
قربان قربان. اره دیگه چون خودم عاشق این مدل پست‌هاهستم ):
یک مسلمان
۲۳ تیر ۰۲:۵۰
ممنون از تلنگرانه ی خوبتون...باید بیشتر دقت کنیم

پاسخ :

قربان شما ):
بله خیلی
مسـ ـتور
۲۳ تیر ۱۲:۴۰
چه قدر این پستت خوب بود و خوب نوشتی و چقدر من باهاش موافقم ^_^

پاسخ :

چه قدر ممنونم و چه قدر حس خوبیه وقتی هم‌فکر داشته باشیم ^-^
ح. شریفی
۲۵ تیر ۰۲:۵۹
آدم باید خودش رو باور کنه

پاسخ :

دقیقا، باور‌، باور، مهم‌ترین کلمه.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
خاطرم هست چون در جمعشان حکم نوه را داشتم،خانم کوچیک صدایم می‌زدند.
دوستش داشتم این لقبِ فلفل‌ نمکین را.
حکما خدا می‌دانسته روزی به سرم می‌زند وبلاگی باز کنم و بدبخت اسم پیدا کردن شوم که این لقب را در دلشان انداخت تا صدایم بزنند.
ابرکِ صورتی تمام آن چیزیست که خانم کوچیک برای خودِ خودش دارد و یک تکه از آن اینجا تراوش کرده.
^_^
نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان