پایان کابوسی به نام استاد گ! تولدم هم بود تازه.

من آدم روزانه نویسی نیستم و به احتمال نخواهم شد. اما این چند اتفاق ارزش بر تن کردن لباس کلمات را داشتند.
آخرین پنجشبه‌ از آخرین ماه پاییز، آخرین کلاس عربی با استاد گ، پایانِ ترمِ پنجم، باران، تولدم/:
همین.
آرمان‌های منتهی به یک آرمان، امیدهای رنگ و رو رفته، دلی که غنج می‌رود، فلفسه‌هایی که باید گذاشت لب کوزه، ناله‌های جیغ، اشک‌هایی که در دفتر شعری که نداشتم قطره شد و الی آخر، مدتی بود که قسمتی از مغزم را انباشتی از این کلمه‌ها برای این روز، اشغال کرده بودند.(بود.)
اما تصمیم را تغییر دادم.
در عوض دو متن به انضمام یک فیلم، یک کتاب و یک قرار، ارزشمندترین‌های بیست و یک سالگی‌ام بودند.
همان‌ها را بدون حرف اضافی می‌گذارم.
نه این که جز این چندتا، چیز دیگری نبود، بود، اما مقام و مرتبه‌ای که این‌ها دارند، علو درجات است/:
.
اول می‌روم سراغ آخری که مهم‌ترین تصمیم تمام هستی زیست کرده و زیست خواهد کرده‌ام است. قرار.
نمی‌توانم واضح بگویم.
من یک شبه به این قرار نرسیدم. تمام ارکان زندگی مرا رساند به شهامتِ بستن این قرار. بالاخره من این عهد را بستم، قرآن آبی کوچکم را بغل گرفتم و این عهد را بستم و پایش هستم.
جمع کوچکی می‌دانند این قرار را. چشمانی که به چشمانم میفتند لطفا نپرسند.
.
فیلم:
به وقت شام.
از منظر دل.
.
کتاب:
لوازم نویسندگی از نادر ابراهیمی.
کتابی که خواندنش برای حیِّ بودن هرکسی حتی کسانی که قصد نویسنده شدن را ندارند، واجب است.
.
متنی از میلاد دخانچی که در ادامه‌ی مطلب می‌آید و مقاله‌ای که بازهم از میلاد دخانچی است و یک نظم و سامان اساسی به عقاید می‌دهد.
میلاد دخانچی:
مسلمان عصر جدید، معصیت جدید دارد.  

🔻مسلمان عصر جدید، نفاق ندارد. پیچیدگی دارد، یک پیچیدگی درک نشده. او مدام در حال توبه کردن است، یک توبه رقیق، یک توبه پذیرفته نشده. 

🔹🔹🔹مسلمان عصر جدید معصیت جدید دارد.

🔻مسلمان عصر جدید یک مومن دایم المعصیه است. او خلاف گذشتگان، با معصیت خود کنارآمده است، نه اینکه قبح معصیت برای او ریخته شده است، نه، او فقط جبر ارتکاب را قبول کرده است. او مدام درپی فرار از زندان بدن است درحالیکه میداند این کلنجار محتوم به شکست است. مسلمان عصر جدید، انسانِ پیشمانی، لذت و معنویت است. او به معنی واقعی کلمه انسان رجا است. او رجای افراطی دارد چرا که قافیه خوف را مدت هاست که باخته است. 

🔻لذت برای مسلمان عصر جدید چند برابر است. او لذت جسمی ارتکاب عمل و لذت روانی طغیان را توامان میبرد. او اما اهل استغفار نیز هست، استغفار بدون عمل. این استغفار بدون عمل به او احساس رضایت میدهد. او دور باطل لذت جسمی گناه و لذت روانی استغفار را دوست دارد. او برای خود یک لذت جدید خلق کرده است. و به همان میزان یک درد جدید. تلفیقِ پشیمانی و استیصال، درد جدید است. مسلمان عصر جدید، لذت جدید و درد جدیدی دارد. لذت او درد او، و درد او در لذت اوست. 

🔻مسلمان عصر جدید اهل معصیت در خلوت است. او ذهنی پوکرباز دارد. میخواهد شناخته نشود و در عوض، خود همه چیز را در پیچیدگی ببیند. اما شناخته میشود. او همیشه برای عده ای کارت هایش پیداست. او همیشه برای عده ای کاملا رسوا است. او اما از مورد قضاوت قرار گرفتن می هراسد. 

🔹🔹🔹مسلمان عصر جدید، معصیت جدید دارد.

🔻مسلمان عصر جدید مسندنشینان معصیت کار را دوست ندارد. اما به آنها حق میدهد. با آنها همزاد پنداری میکند چرا که دامان خود را نیز آلوده میبیند. او میفهمد که معصیت آنها، برآیند معصیت اوست، لذا او در عین شکایت، بی تفاوت است. 

🔻مسلمان عصر جدید، معصیت جدید دارد و لذا مرتب در جستجوی هادیان جدید است. هادیان قدیمی قدرت دارند اما نفوذ ندارند و پناه مسلمان عصر جدید به شریعت و حلت، به حلقه و قمشه، به سوره و سروش، به رائف و رحیم از همین باب است. هادیان خود نیز معصیت کارند. هادیان پیروان را محافظت میکنند اما در نهایت آنها را تحویل گرگ ها میدهند. هادیان همیشه خائن اند. هادیان قدمی همیشه در رنجند. رنج رکود. لذا یا کاملا گوشه گیر شده اند یا دایما در حال فریاد زدنند. حد وسط ندارد. 
 
🔹🔹🔹مسلمان عصر جدید، معصیت جدید دارد. 

🔻معصیت مسلمان عصر جدید، معصیت عصر سرمایه داری سیال است. در این عصر طغیان دیگر آشکار نیست، طغیان آرام است و نامرئی. مسلمان عصر جدید در خانه های برآمده از غصب و ربا نماز شب میخواند. عصیان دیگر پتکی بر روح مومن نیست، عصیان ماده تشکیل دهنده اکسیژن است و به همین خاطر است که او محکوم به تنفس هوای آلوده است و هیچ کس یارای او نیست.

🔻شاید همین معصیت جدید است که او را هر سال به صحرای باشکوه کربلا میکشاند. او راهپیمایی اربعین را درست همان سالهایی آغاز کرد که سیطره شاپینگ مالها را در شهر خود حس کرد. شاپینگ مالهایی که هیچگاه ضد کنسرتها و ضد برجامها علیه آن نشوریدند. شاپینگ مالها هیچ کس را دلواپس نکرد. مسلمان عصر مدرن راهی کربلا میشود چرا که اربعین مفری است برای استغفار گناهانی که در شهر تجربه شده اند. کربلای اربعین قرار است معصیتهای عصر سرمایه داری سیال را ببخشاند و به خاطر همین هم هست که هم دارستانان، هم خاکستریها هم نجومی ها هم مردم عادی در آن هستند. عراق بیابان مدرن نشده است. معصیت های شهر سرمایه داری، انسان را به بیابان کشانده است. کربلا تخدیر نیست، کربلا جرات زیست در این زمانه را فراهم میکند. کربلا تنها امید است. 

🔻مسمان عصر جدید یک سلوک پنهان دارد. یک سلوک در رنج. یک سلوک درک نشده. هیچ کس مومن عصر جدید را درک نمیکند. او تنهایی را با اشک سپری میکند. هیچ کس او را نمیفهمد، چون هیچ کس اعتراف نمیکند.

🔹🔹🔹مسلمان عصر جدید، معصیت جدید دارد. اما او در نهایت علیه معصیت جدید معصیت خواهد کرد. 

🔻او یا با مسلمانی خود خداحافظی میکند و یا خود علیه خود طغیان میکند. حد وسط ندارد. 

🔻تنها حد وسط مرگ اوست.
.

خانم کوچیک ۲
حسین
تنگه ابوقریب قشنگ تره 

برای شما قشنگ‌تر بوده خب.

شما با تنگه ابوقریب بیشتر ارتباط گرفتید، من با به وقت شام.

امین هوشیار
مرحبا

خداروشکر

(:

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
خاطرم هست چون در جمعشان حکم نوه را داشتم،خانم کوچیک صدایم می‌زدند.
دوستش داشتم این لقبِ فلفل‌ نمکین را.
حکما خدا می‌دانسته روزی به سرم می‌زند وبلاگی باز کنم و بدبخت اسم پیدا کردن شوم که این لقب را در دلشان انداخت تا صدایم بزنند.
ابرکِ صورتی تمام آن چیزیست که خانم کوچیک برای خودِ خودش دارد و یک تکه از آن اینجا تراوش کرده.
^_^
نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان