اَبرَکِ صورَتی (:

مردِ رویاها با یک عدد عینکِ بزرگ و گرد!

۴ نظر

این کتاب نه آن قلم اساطیری، نه آن فضای رویایی و نه هیچ چیز بکر و نابی اگر داشته باشد به دامم نینداخت،
که کار، کار صاحب ماجراست.
که صابحش است با دام بی‌ سر و صدایش..
که گویی نشسته، دست زیر چانه قرار داده و با لبخند مرموزی منتظر است
که تو برسی، بازش کنی وآرام آرام پایت را روی تور بگذاری
دانه دانه،
بند بند،
جلو بروی،
گام گام جلو ببردت،
 و
.
.
.
 دیگر تمام شد. تبریک می‌گویم تو صید شدی.
.
آقاجان من هی می‌گویم این کتاب جدأ ورای سادگی، یک شکرپنیر درست و حسابی کنار فنجانِ چای داغی بود برایم. روی چای، گل‌های محمدی و دارچین هم بود.
عطر شکر پنیر و چای داغ و گل محمدی و دارچین را خودت یک‌جا تصور کن 
تصور کردی؟
حالا به خواصشون‌هم فکر کن.
.
من این فیلم‌نامه رو که بخشی از زندگی شهید چمران به قلم آسد مهدی شجاعی بود رو خیلی دوست داشتم. و دقیقا به دو صورت بالا برای همه توصیفش کردم.

.

مردِ رویاها؛

سید مهدی شجاعی؛

انتشارات نیستان.
.

علی یارتون.

خاطرم هست چون در جمعشان حکم نوه را داشتم،خانم کوچیک صدایم می‌زدند.
دوستش داشتم این لقبِ فلفل‌ نمکین را.
حکما خدا می‌دانسته روزی به سرم می‌زند وبلاگی باز کنم و بدبخت اسم پیدا کردن شوم که این لقب را در دلشان انداخت تا صدایم بزنند.
ابرکِ صورتی تمام آن چیزیست که خانم کوچیک برای خودِ خودش دارد و یک تکه از آن اینجا تراوش کرده.
^_^
نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان